شجاع
150
أنيس الناس ( فارسى )
قطعه ز مستىّ عشق ار خرد يار تست * مشو هوشيار ار توانى دمى مده يك دمه وقت خود را ز دست * دمى پيش دانا به از عالمى بدان كه قابليّت عشق و سعادت عاشقى و دولت عاشقپيشه بودن همهكس را ندهند و از هزار يكى و از بسيار اندكى را به اين تشريف مشرّف سازند و به اين عطيّه مزيّن دارند . و جهات نفاست او بسيار . امّا اعلى و اجلى مجموع آنكه بر تقدير وقوع مجاز مقدّمهء حقيقت است ، كما قيل : « المجاز قنطرة الحقيقة » . پس تأمّل نما كه حصول اين موهبهء عظمى سرمايهء چه دولتى است كبرى . شعر عشق جز دولت و عنايت نيست * جز گشاد دل و هدايت نيست عشق را بو حنيفه درس نگفت * شافعى را درو روايت نيست هركه را پرغم و ترش بينى * نيست عاشق ، وزان ولايت نيست حكما گفتهاند نظام عالم و قيام بنى آدم به عشق است و التيام موجودات